"انسان ها باید با محبّت و دوستی با هم رفتار نمایند و اگر کسی قادر به فهم و درک مطلبی نباشد، باید با نهایت نرمی و مهربانی با او صحبت کنند؛ و چنان به او یادآوری کنند، بدون آن که در خود احساس غرور و بلند- مرتبگی کنند.
آن چه مهم است، امروز درک و دریافت از دریای رحمت الهی است؛ اندازه ی آن مهم نیست. هر کس به قدر توان خود دریافت می کند یکی بیشترودیگری کم تر.امروز همه باید به اموری توجّه کنند؛ که سبب گسترش امر خداوند شود. خداوند شاهد است؛ که امروز ضرری برای این امر بیشترازفساد وجنگ ودشمنی و اختلاف بین دوستان امر الهی نبوده و نیست. اجتنبوا بقدرۃ الله وسلطانه ثمّ الّفوا بین القلوب باسمه المؤلّف العلیم الحکیم. (اجتناب کنید از آن به قدرت خداوند و سلطان او. سپس الفت و محبّت بین قلب ها ایجاد کنید به اسم آن تألیف دهنده ی دانا و حکیم (خداوند).از خداوند با شکوه و جلال بخواهید که؛ به لذّت اعمال در راه او و فروتنی در دوستی او بهره مند شوید. ازخود بگذرید، به دیگران توجّه کنید. نهایت تلاش خود را برای تربیت مردم به کار برید.هیچ عملی از نظر خدا پنهان نمی ماند اگر جهت رضای او باشد.
رحمت بی منتهای خداوند شامل حالشان خواهد شد.این است بیانات آشکاری که از قلم خداوند جهانیان نازل شده. تفکّروا فیما نزّل فیه و کونوا من العالمین( تفکّر کنید در آن چه نازل شد از او و باشید ازدانایان)."
+ نوشته شده در دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 19:21  توسط ن.خ
|
"محرومیت از یک حقّ مسلّم"
مقاله ای که پیش روی داریم، به یک موضوع اجتماعی یا بهتر بگوییم به یک معضل در اجتماع اشاره می کند. آن هم ممنوعیت جوانان بهائی از تحصیلات عالیه در ایران است. یکی از نکات جالبی که نویسنده به آن اشاره کرده این است که؛ این حکومت به دلایلی قادر به هجوم علنی به این جامعه نمی باشد، بنابراین از راه های دیگری سعی دارد به آن آسیب برساند؛ که یکی از آن ها ممانعت از ورود جوانان آن به دانشگاه هاست.
از طرف دیگر نویسنده به طور مستقیم به جامعه ی بهائی اشاره کرده، در حالی که مقصود ما از مطرح کردن این موضوع تحلیل آن به عنوان یک معضل اجتماعی بوده، نه این که به صورت خاص به جامعه ی بهائی اشاره کنیم؛ و از آن جا که هدف ما بحث در مورد این موضوع در خارج از جامعه بوده لازم نبود که نویسنده موضوع دانشگاه آزاد علمی را در مقاله ی خود مطرح کند. صحبت ما فقط در رابطه با ممنوعیت ورود این جوانان به دانشگاه های دولتی ایران بوده است.
نکته ی جالب توجّه دیگر این که در این جا مسئله ی مساوات و مواسات در حکومت اسلامی مطرح شده؛ که با آمدن این جمله که( این حکومت عدّه ای از جوانان علاقه مند به تحصیل را به دلیل اعتقاد قلبیشان ازآن محروم می کند) به خوبی این ادّعای مساوات رد می شود.
در اواسط مقاله نویسنده اشاره به همگام شدن سایر دانشجویان و استادان با دانشجویان اخراجی کرده امّا بهتر این بود؛ که برای صدق گفته ی خود مأخذ معتبری نظیرنام دانشگاه و یا هرمنبعی که این مطلب را از آن خوانده و یا شنیده درج نماید.
پیش ترمی رویم، به بحث قانون اساسی می رسیم؛ که می توان آن را نکته ای مهم و مأثّر پنداشت؛چرا که این قانون می تواند مدرکی معتبردردست این جوانان محروم از تحصیل باشد؛ تا بتوانند روزی از طریق آن در برابرجامعه ی بین المللی از حقوق از دست رفته ی خود دفاع کنند. باز بی عدالتی که ذکر شده به خوبی بیان کننده ی همین مطلب است.
سرتاسر مقاله جملاتی را می بینیم که به صورت سؤال مطرح شده اند، این سؤالات تا اندازه ای جهت به فکر فرو بردن خواننده مؤثّرمی باشند.
دراواخرمقاله مسئله ی استقامت احبّا مطرح شده؛ که نویسنده به عنوان یک فرد بی طرف که تنها قصدش شرح دادن بعضی ممنوعیت های تحصیلی در ایران است؛ نمی بایست این نکته را در مقاله ی خود می گنجاند، چرا که خواننده ی این مقاله که ممکن است یک فردغیر بهائی باشد حس کند در این قسمت نویسنده کمی از موضوع اصلی خارج شده و توجّهش به سمت دیگری معطوف گردد.
به طور کلّی نکات جالب توجّهی در این مقاله ذکر شده؛ امّا بیشتر مطالب تا حدودی شبیه هم بوده و نویسنده جهت جذب بیشترخوانندگان می بایست، بیشتر به عنوان یک فرد بی طرف مقاله ی خود را می نوشت؛ و دلایل گسترده تری را در حکومت ایران برای این ممنوعیت ها در مقاله ی خود ذکر می کرد.
+ نوشته شده در دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 19:20  توسط ن.خ
|
" بازگشت به تمدّن کهن "
چشمان خود را می بندیم، و به گذشته های دور سفر می کنیم. به کشور های مختلف نظری می افکنیم، دربیشتر آن ها اثری از تمدّن نمی یابیم. به کشوری به نام ایران می رسیم. در آن دوران عقب ماندگی، تمدّن و فرهنگ را در آن پر رنگ تر می بینیم؛ وزمانی که به آینده اش فکر می کنیم؛ افقی روشن از آن در برابر چشمانمان گشوده می شود. امّا وقتی به زمان حال بر می گردیم؛ و از خود سؤال می کنیم: که آیا انتظارات ما از این آینده به حقیقت پیوست؟ متأسّفانه در جواب باید بگوییم خیر.تعصّبات خشک مذهبی و دشمنی های بی دلیل بین اقوام مختلف آینده ی ایران را این گونه دگرگون کرد. ایرانی که چندین قرن پیش با تمدّن والای خود مانند ستاره ای بین کشورهای جهان می درخشید، هم اکنون در قرن بیست و یکم جزء کشورهای جهان سوم محسوب می شود. باید تمام تلاش خود را از این به بعد به کار بندیم؛ تا بتوانیم سبب اعتلای ایران شده؛ و بار دیگر ایران را در جامعه ی بین المللی مطرح سازیم. وظیفه ی خطیری به عهده ی همه و به خصوص جوانان و مسئولین مملکتی است.
مهم ترین مسئله رفع جنگ ها و دشمنی هاست. بر قرار کردن صلح داخلی و خارجی و از بین بردن کدورت ها سبب می شود؛ ایران به عنوان یک کشور صلح دوست در جهان مطرح شده؛ و وجهه ی خوبی پیدا کند. بسیاری از مذاهب در ایران باید با کنار گذاشتن تعصّبات خشک قومی و مذهبی خود در قرن بیست و یکم همراه با پیشرفت های جهانی جلو رفته؛ و ایران را به درجه ای از ترقّی برسانند؛ که فخر کشورهای جهان شود.
متأسّفانه در این کشور هنوز جوانان زیادی را می بینیم؛ که تمام انرژی خود را صرف تفریح و خوش- گذرانی می کنند؛ در حا لی که آن ها یکی از منابع انرژی ایران هستند. جوانان این مرزو بوم باید فرصت را غنیمت شمرده، به تحصیلات عالیه ی خود ادامه دهند؛ وعلاوه برآن با مطالعات فراوان سطح اطّلاعات خود را در زمینه های گوناگون سیاسی، اقتصادی، فرهنگی واجتماعی بالا برند؛ تا زمانی فرا رسد که ایران به دلیل داشتن افراد مبتکر و تحصیل کرده و با معلومات در جامعه ی بین المللی به عنوان یک کشور پیشرفته و دارای فرهنگ و تمدّن مطرح شود.از طرف دیگر بسیاری از نیروهای جوان کشور به دلیل محدودیت امکانات دانشگاهی و کمبود شغل جهت ادامه ی تحصیل و پیدا کردن شغل مناسب به خارج از ایران سفر می کنند؛ و این باعث تأثراست. با تلاش بیشتر مسئولین مملکتی جهت ازدیاد فرصت های شغلی و دانشگاهی باید سبب کاهش خروج آن ها از کشور شده؛ و باعث شویم پیشرفت ها و موفّقیّت ها در خود ایران صورت پذیرد.همین نیروهای جوان می توانند با کلام خود و اطّلاعات گسترده ی خود در برابر جامعه ی بین المللی ایستاده؛ و از ایران دفاع کنند.
همان طور که می دانیم ایران از نظر منابع طبیعی در جهان کشوری غنی محسوب می شود؛ امّا در این جا سؤالی مطرح می شود؛ که مردم ایران خود چه قدر از این منابع طبیعی برخوردارند؟ متأسّفانه صادرات زیاد این منابع با ارزش نظیر نفت و گاز که حکم طلا را دارند، سبب شده کشوری که صاحب اصلی این منابع است خود نتواند به اندازه ی کافی از آن استفاده کند. به راستی این منابع در کشور ما موجود است؛ امّا گویا کشورهای دیگر صاحبان اصلی آن هستند. مسئولین بایستی تمام تلاش خود را به کار گیرند تا صادرات این منابع با ارزش کم تر شده؛ و بتوانیم خود به عنوان یک ایرانی از آن ها با استفاده ی درست و صرفه جویی بهره برده، خود صاحب اصلی آن باشیم.عقب ماندگی دیگر این که وابستگی زیاد به منابع طبیعی در ایران سبب شده تولید کاهش پیدا کند؛ و این مسئله رکود اقتصادی را در ایران ایجاد کرده. بیشتر کالا ها از خارج از کشور به ایران وارد می شوند، اگر تولیدات بیشتر شوند، اقتصاد بهبود پیدا کرده و تضادّ طبقاتی در جامعه از بین می- رود و به صورت متعادل همه از امکانات نسبتاً یکسان بهره مند می شوند. امید است که بتوانیم با تلاش خود و همکاری مسئولین آینده ای روشن تر از قبل را برای ایران رقم بزنیم؛ تا جایی که اعتلای کشور زبان زد جهانیان شود.
+ نوشته شده در دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 19:16  توسط ن.خ
|
دوست عزیزم شیما، 28/9/86
الله ابهی خوبی؟درس ها چطورند؟با امتحان ها چه کار می کنی؟ من که خیلی خوشحالم درمٶسسه علمی رشته ی زبان قبول شدم. از روزی تعریف می کنم که می خواستم برای اولین بار در مٶسّسه حاضر شوم.
از شب قبل اضطراب زیادی داشتم نمی دانستم چه اتّفاق می افتد مٶسّسه چگونه محیطی خواهد بود؟ محیطی سرد و خشک یا گرم و صمیمی؟ حس می کردم هیچ دوستی پیدا نمی کنم و خیلی غریب خواهم بود این حس آزارم می داد. دعا خواندم و خوابیدم.
صبح زود بیدار شده و با آرامش بیشتری به مٶسّسه رفتم. مٶسّسه جای خیلی قشنگی بود، درست در مقابل کوه. وارد مٶسّسه شدم هیاهوی عجیبی بود. باور نمی کردم این همه جوان هم کیش من در ایران زندگی کنند. روابط گرم و صمیمی بود همه خوشحال بودند چند نفراز دوستانم را دیدم که سال ها از آن ها بی خبر بودم. بی نهایت شاد شدم. مسئولین سعی می کردند دانشجویان را ساکت کنند امّا بی فایده بود. از روی تابلوهای راهنما کلاسم را پیدا کرده وارد آن شدم. تعداد زیاد بود. بیشتر دانشجویان خانم بودند. چهره ی آشنایی ندیدم. روی یکی از صندلی ها نشستم ، سعی کردم با بغل دستی خود صحبت کنم. دختری ساده و مهربان که از سنندج آمده بود ، از همان لحظه ی اول خیلی راحت با هم ارتباط بر قرار کردیم ، هر دو دل گرم شدیم و حسّ غریبی کم تر شد و هم اکنون نیز او یکی از صمیمی ترین دوستان من است. آقای جعفری یکی از مسئولین کلاس های رشته زبان برایمان از شرایط کلاس ها،تعداد واحدها و تعداد درس ها صحبت کرد. کمی ترسید م، شرایط سخت بود؛ امّا باید تلاش خود را می کردم. خانم ادراکی استاد راهنمای ما خود را معرّفی کرده؛ راجع به کتاب هایی که باید خریداری می کردیم و تقویم ترم برایمان صحبت کرد. فرم های مشخصّات فردی را پر کردیم و مدارک لازم را تحویل دادیم .اضطرابم کم کم تبدیل به امید می شد.
سپس از کلاس ها خارج شده دانشجویان همه ی رشته ها در تالار جمع شدند. هیچ وقت آن تالار با آن جمعیّت را فراموش نمی کنم حسّ خوبی داشتم؛ چون به چشم خود دیدم با وجود تمام مشکلات هنوزهم جوانان زیادی در ایران باقی مانده اند، جا نزده اند و با عشق به تحصیل ادامه می دهند. آقای زیبایی شروع به صحبت کردند.جمعیّت ساکت شد. سخنرانی هایی پشت سر هم انجام شد؛ که شامل مطالب مهمّی برای دانشجویان سال اول بود. در آنجا برای موفّقیّت همه ی دانشجویان دعا کردم و با امید به آینده ای روشن با دوست خود از مٶسّسه خارج شده به خانه برگشتیم. دلم برایت خیلی تنگ شده ،خوشحال می شوم با من در تماس باشی.
امضاء
نیوشا
+ نوشته شده در شنبه یکم دی 1386ساعت 11:43  توسط ن.خ
|
هر زمان کلمه ی ممنوع و ممنوعیّت به ذهنم خطور می کرد، به یاد خلاف هایی می افتادم که باید انسان از آن ها دوری کند. امّا هرگز باورم نبود، زمانی از ترقّّی و پیشرفت نیز تصویری هم ردیف با بدی ها را در این اجتماع به ظاهر فعّال و رو به پیشرفت ببینم. امّا متٲسّفانه دیدم، آن چه را که باورم نبود؛ و باور کردم آن چه را که باورش برای همه ی آن هایی که دیدند و شنیدند دشوار بود.
---- محرومیّت و ادامه ی تحصیل جوانان بهائی برای خیلی از مردم حتّی خود دانشگاهی ها باورکردنی نیست. زیرا آنان به جرم خوب بودن و بی گناهی از کوچکترین حق و سهم یک شهروند ایرانی محروم شدند؛ و نتوانستند همراه با خواهران و برادران خود چرخ های علمی و اقتصادی ایران را بگردانند. با تٲسّف جوانان بهائی از چیزی محروم ماندند؛ که نه تقاضای پستی بود و نه ریاست طلبی به ناحق. آنان دوست داشتند بتوانند از محیط های دانشگاه که حقّ همه ی جوانان با هر رنگ و ریشه و اعتقادی هست استفاده کنند.
---- تعلیم وتربیت در هر دینی به گونه ای مهم جلوه داده شده، از طرف دیگر افراد تحصیل کرده جهت پیشرفت جامعه یک امر ضروری هستند. حال این که چرا در کشوری مثل ایران بعضی اقلّیت های مذهبی نمی توانند در دانشگاه شرکت کنند؟ سٶالی است؛ که دلیلی منطقی برای آن وجود ندارد. زمانی که تعداد افراد تحصیل کرده در ایران آن قدرزیاد باشد؛ که ایران در جامعه ی بین المللی به عنوان یک کشور پیشرفته و متمدّن شناخته شود، دیگر مطرح نمی شود که افراد آن دارای چه دین و مذهبی هستند.
----بسیاری از این جوانان که از تحصیل محروم شده اند دارای هوش و استعدادی هستند؛ که اگر اجازه ی ورود به دانشگاه را داشتند، شاید به مراتب از دیگران بهتر بودند و با اختراعات و اکتشافات خود می توانستند جامعه ی ایران را متحوّل کنند. این افکار غلط همه را به تعجّب وا داشته است؛ اگر در کشوری بیگانه زندگی می کردیم و از این حقوق محروم می شدیم آن قدر جای سٶال نبود؛ که حال در وطنمان زندگی می کنیم و از حقّ طبیعی یک انسان محرومیم. چگونه صحبت از برابری می کنند؟ چگونه در سازمان ملل مطرح می کنند؛ که در ایران بهائیان ازتمام حقوق خود برخوردار هستند؟
----در حالی که از این حقوق محرومیم؛ جوانان ما باید در خدمت سربازی شرکت کنند؛ و بدون داشتن کارت پایان خدمت حتّی برای ادامه ی تحصیل نیز نمی توانند از ایران خارج شوند. این عادلانه نیست. افرادی که از هیچ حقوقی در ایران برخوردار نیستند، باید به خدمت سربازی بروند؛ تا در مواقع لازم در برابر دشمن از کشور دفاع کنند. مدافعان کشور تنها کسانی نیستند؛ که با توپ و تفنگ در برابر دشمن می ایستند. مدافعان کشور می توانند افراد تحصیل کرده ای باشند؛ که باکلام خود در برابر جامعه ی بین المللی ایستاده و از ایران دفاع می کنند.
----بسیاری از این افکار غلط نظیر محروم کردن بعضی اقلّیت ها ی مذهبی از حقوق خود باعث شده ایران در جهان وجهه ی خوبی نداشته باشد. این محرومیّت ها موجب شده بسیاری از جوانان برای ادامه ی تحصیل از ایران خارج شده و حتّی پس از فارغ التّحصیلی نیز در همان کشور اقامت کنند. تعداد این جوانان کم نیست. مسئولین باید متٲثّر شوند؛ که انرژی های مملکت و منابع رشد کشور روز به روز کمتر می شوند. این باعث سر افکندگی یک کشور است. اگر مسئولین کمی تفکّر کنند خواهند فهمید؛ که این جوانان هدفی جز پیشرفت ندارند، افرادی صلح دوست؛ که هیچ دخالتی در سیا ست نمی کنند و باعث اختلال در محیط دانشگاه ها نخواهند شد.
----ای کاش خواب غفلت تبدیل به بیداری شود و افکار، دگرگون. زمانی فرا رسد که برابری حقوق در ایران حرف اول را بزند؛ و این عزیزان بتوانند همانند دیگران از محیط های دانشگاهی استفاده کنند و جواب چرا چرا های چند ساله ی محرومیّت را از زبان مسئولین بشنوند.
+ نوشته شده در شنبه یکم دی 1386ساعت 11:42  توسط ن.خ
|